ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
905
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
بيستم « شرح مفاتيح » مرحوم ملا محسن فيض ( ره ) كه از آن جلدى بزرگ در نماز حاوى جميع اقوال بيرون آمده . در « قصص : 140 » نوشته كه وى در علم هيئت چندان ربطى نداشت و چون در تأليف « رياض » بمبحث قبله رسيد كار بر او مشكل شد تا شبى بدرون حرم حضرت سيد الشهداء ( ع ) رفته و تا صبح بگريه و زارى بسر آورد و درخواست كشف قواعد آن علم را از حضرت پروردگار ( جلجلاله تعالى ) نمود و به اندازه ضرورت بر وى منكشف گرديد ، انتهى . و چون در آن زمان حاج ميرزا محمد أخبارى كه جامع علوم عقليه و نقليه و فنون غريبه بود و سخت با علماء اصول طرفيت مىنمود ، در عراق عرب ظاهر شده و هماره قدح در علم اصول و علماء اصوليين مىنمود آقا سيد على كسر سورت او را فرموده و چنان كه در « قصص : 140 » نوشته غير از آقا سيد على هيچكس ديگرى بر وى غلبه نكرده ، انتهى . و سابقا شنيدى كه أساتيد درس وى صاحب « حدائق » و دائيش آقا محمد باقر و دائىزادهاش آقا محمد على بودهاند ، و در « روضات : 415 » فرمايد كه : من تاكنون نفهميدهام كه وى از غير دائى مذكورش روايت نموده باشد ، انتهى . و در « قصص : 57 » در ضمن اجازهء آقا سيد محمد باقر قزوينى براى مؤلف « قصص » نوشته كه وى از مير عبد الباقى اصفهانى روايت مىكند ، انتهى . و مير عبد الباقى مذكور در ( ج 2 ص 314 ش 125 ) گذشت . و از سه نفر ديگر صاحب « حدائق » در ( ج 2 سال 1216 ص 569 عنوان 229 ) ذكرى از او گذشت ، و روايت مىكند از ملا محمد رفيع گيلانى از علامه مجلسى . و در « روضات : 415 » دربارهء صاحب عنوان نوشته كه چندين نفر در نزد او درس خوانده يا از او روايت مىكنند ، انتهى . و ما اينك اسماء آنها را به ترتيب حروف أوائل آن مرتب نموده و اينجا مىنويسيم : اول آقا سيد ابراهيم قزوينى كه در جلد دويم ( سال 1214 ش 201 ص 518 ) گذشت . دويم مرحوم سيد ابو جعفر بن محمد حسين حسينى تنكابنى كه در « قصص العلماء : 60 » او را ذكر كرده ، و از آنجا و صفحهء ( 59 ) چنين برآيد كه وى از طبقه سادات امام جمعهء اصفهان و شاگرد صاحب عنوان و فرزندش آقا سيد محمد بوده ، و آقا سيد محمد وى را اجازه مىداده و امر بفقه نوشتن فرموده ، ليكن او از كثرت ورع و تقوى احتياط مىنموده و همان رشتهء تقليد را از دست نداده و ازآنپس در اصول و فقه تارك شد ، و در عربيت يد طولائى داشته و بر